تبليغاتX
عاشقانه -

عاشقانه

سری دارم درهوای دوست دلی درگروکویر ذوقی وخامه ای درخدمت این دو

دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی دوست ات می دارم.
دل ات را می بویند
    روزگار غریبی ست نازنین......

و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند.
    عشق را درپستوی خانه نهان بایدکرد.......

در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
   فروزان می دارند......

 به اندیشیدن خطر مکن   
      روزگارغریبی ست نازنین.........

آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
          نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.......

 آنک قصابان اند
بر گذرگاه ها
با کنده وساتوری خون آلود
روزگار غریبی ست نازنین........

وتبسم را بر لب ها جراحی می کنند
وترانه رابردهان
    شوق رادرپستوی خانه نهان بایدکرد.......

کباب قناری
بر آتش سوسن ویاس
 روزگار غریبی ست نازنین.........

ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.........

 خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.ا

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 3:34 AM  توسط بصير  |