و واژه واژه من از سر نوشته خواهم شد
شرمنده نیستیم ز هم در گرفت و داد
چندانكه می خورم غم تو ، می خورد مرا
منزوی
سلام. خیلی تاخیر کردم و دلیل موجهی هم ندارم واسه این تاخیر!! این مدت سعی کردم به همه دعوت های دوستان پاسخ بدم. و اگه دوستانی رو فراموش کردم عذر می خوام.
امتاحانات خوب وبد تموم شد بالاخره! یکی نیست بگه شاعر کجا و مهندسی برق کجا؟؟؟!!
انگار نه بی کسی مرا خواهد کشت
نه عشق مقدسی مرا خواهد کشت
دانشکده ی برق مکان درس است
این نمره ی بررسی* مرا خواهد کشت!!
*بررسی سیستم های قدرت
اما یه غزل که دوست دارم نقد بشه. تازه گفته شده امیدوارم تازگی هایی هم داشته باشه!
به خود دمیده و از خود سرشته خواهم شد
و واژه واژه من از سر نوشته خواهم شد
برای اینکه بدانم حیات جاوید است
هزار بار در این راه کشته خواهم شد*
هزار ساله ی تنها شبیهه ققنوسم
به شوق در دل آتش برشته خواهم شد
مرا به اذن خدایت صدا کن ابراهیم
که از زبانه ی آتش سرشته خواهم شد
به اوج می روم و خسته از تنی خاکی
به روی دوش خدا یک فرشته خواهم شد
حجت حصاری
*خواهم مرد
بارها و بارها
تا بدانم که حیات جاوید است
(مرغان آواره رابیندرانات تاگور)
و در آخر باز یه رباعی که به دلایلی خیلی دوسش دارم.
آن کس که پی اش تو می روی خواهد رفت
آن هاله ی نور حلقوی خواهد رفت
ای شرق دم صبح به خورشید مناز
او آمده عاشقش شوی خواهد رفت![]()
رباعی ها قدیمیه و بیشتر تفننی گفته شده. اما غزل رو لطفا دقیق نقد کنید.
من کشوری بودم برای خود مرا بردی.......